دیالوگ برقرار کنیم!
دیشب یکی از دوستانم تلفن کرد و گفت بریم بیرون منم که آماده ام برای بیرون رفتن وقتی دیدمش متوجه شدم که با همسر گرامی کمی بحث کرده و برای اینکه کسی کشته نشه! از خونه زده بیرون. مسلما در اینجور مواقع این بهترین کاره.
بگذریم که وقتی موارد اختلاف رو گفت من کلی خندیدم(خدا منو ببخشه
) ولی بهرحال وقتی دو نفر برای حل مشکلشون راه حل ساده ای مثل برقراری دیالوگ رو رها می کنند و سکوت رو انتخاب می کنند از یک مشکل ساده یک داستان غم انگیز می سازند.
این مشکلی بوده که منهم سالها داشتم ولی چند وقتی هست که دیگه این موضوع آزارم نمیده. بیشتر مردم وقتی با یک نفر (این یک نفرهر کسی می تونه باشه: پدر،مادر،همسر،دوست...) مشکلی یا اختلاف نظری دارند سکوت می کنند. همه کم وبیش اینطوری هستند ولی این خصیصه در آقایون بیشتره(لطفا همه مطلب منو رها نکنید و بچسبید به این کلمه آقایون بنده هیچ مشکلی با آقایون ندارم اظهار نظرم هم بهیچ وجه ارزشی نیست. فقط بیان یک تفاوته
) شاید فکر می کنند اگر درباره مشکل صحبت نشه خودش حل میشه یا فراموش میشه...
غافل از اینکه اصلا اینطور نیست. اختلاف یا رنجیدگی تا وقتی بر زبان آورده نشه در ذهن باقی می مونه و گذشت زمان علاوه بر اینکه کمرنگش نمی کنه شدیدترش هم می کنه . چنانکه دیدیم چطور افراد ماجرایی رو که 15-10 سال پیش اتفاق افتاده به یاد دارند و در هنگام بروز اختلاف به زبون میارند.چرا؟چون اون مشکل حل نشده در ذهن باقی مونده.
من یاد گرفتم که در مورد اختلافم یا رنجیدگی از اطرافیانم حرف بزنم. مهم تر از هر چیزی بخاطر آرامش خودم . فارغ از اینکه مشکلمون حل بشه یا نه. برای اینکه ذهنم رها بشه.
تا وقتی علت ناراحتی به زبون آورده نشده ، ذهن رو درگیرمیکنه. به محض اینکه گفته بشه بصورت صریح و شفاف والبته بدور ازخشم ذهن آزاد خواهد شد حتی اگه شما با طرف مقابل به تفاهم نرسید یا راه حل مشترکی پیدا نکنید حداقل این مشکل تبدیل به کینه در دل نخواهد شد.
من بارها امتحان کردم وقتی از علت ناراحتی ام بدون عصبانیت و بدون متهم کردن طرف مقابل حرف زدم و مطمئنش کردم که قصدم حل مشکلمونه درخیلی از موارد مسئله حل شده در بعضی از موارد هم کمترین نتیجه آرامش فکری بوده که نصیبم شده چون با برقراری این دیالوگ مرتب بهش فکر نکردم.
این درس سختی بوده و زندگی معلم بسیار سختگیری برای آموزش این درس. ولی من مثل گذروندن واحدهای درسی دانشگاه این درس رو پاس کردم. نمی گم با چه بهایی ، مهم اینه که
رستگار شدم!


