تبليغاتX
دنیای بلوری - It's probably me

It's probably me

چند وقته جاهای مختلف میگردم یه شعر که به دلم بشینه پیدا کنم. یه چیز جدید و متفاوت.

دیشب خیلی اتفاقی پیداش کردم.طبق معمول که فراز داشت سعی میکرد منو با موسیقی راک و جاز و بلوز آشتی بده(بچه خسته هم نمیشه) یک آهنگ گذاشت از Sting وEric clapton آهنگ زیباییه.(البته گفت که ایران باهم یه جایی بودیم و قبلا شنیدمش ولی احتمالا اون موقع جوزده بودم اصلا نشنیدم چون یادم نمی اومد) شاید خیلیها شنیده باشن ولی بیش از هرچیز شعرش منو جذب کرده بطوریکه از دیشب یک لحظه از ذهنم بیرون نرفته.

اصل شعررو اینجا گذاشتم همراه با ترجمه اش. اگر ترجمه رو نپسندیدید من شرمنده ام.همه سعی ام رو برای انجامش به خرج دادم .سوادم بیش از این نیست.

 

If the night turned cold and the stars looked down
And you hug yourself on the cold cold ground.
You wake the morning in a stranger's coat,
No one would you see.
You ask yourself, who'd watch for me?
My only friend, who could it be?
It's hard to say it, I hate to say it, but it's probably me.

When your belly's empty and the hunger's so real
And you're too proud to beg and too dumb to steal,
You search the city for your only friend,
No one would you see.
You ask yourself, who'd watch for me?
A solitary voice to speak out and set me free.
I hate to say it, I hate to say it, but it's probably me.

You're not the easiest person I ever got to know
And it's hard for us both to let our feelings show.
Some would say I should let you go your way,
You'll only make me cry.
But if there's one guy, just one guy
Who'd lay down his life for you and die,
I hate to say it, I hate to say it, but it's probably me.

When the world's gone crazy and it makes no sense
And there's only one voice that comes to your defense.
The jury's out and your eyes search the room
And one friendly face is all you need to see.
And if there's one guy, just one guy
Who'd lay down his life for you and die,
I hate to say it, I hate to say it, but it's probably me.

I hate to say it, I hate to say it, but it's probably me...

 

اگرچه شب سرد شد و ستاره ها پایین رو نگاه کردند

وتو خودتوبغل کردی روی زمین سرد سرد

صبح بیدار شدی در یک کت نا آشنا

هیچ کس رو پیدا نمی کنی

از خودت می پرسی کی ازمن مراقبت میکنه؟

تنها دوست من کی میتونه باشه؟

گفتنش خیلی سخته، از گفتنش متنفرم، اما احتمالا اون منم!

وقتی شکمت خالیه و گرسنگی خیلی واقعیه

و تو برای گدایی کردن خیلی مغروری و برای دزدی کردن خیلی احمق

شهر رو بدنبال بهترین دوستت میگردی

هیچ کس رو پیدا نمی کنی

از خودت می پرسی کی ازمن مراقبت میکنه؟

تک صدایی که با سخن گفتنش من آزاد میشم

از گفتنش متنفرم، از گفتنش متنفرم،  اما احتمالا اون منم!

تو سهل ترین آدمی نیستی که میشناسم

این سخته برای هردوی ما که احساساتمون رو نشون بدیم

بعضیها میگن که من باید بذارم که تو راه خودتو بری

تو فقط منو به گریه میندازی

اما اگر تنها یک مرد وجود داره، فقط یک مرد

کسی که جانش رو برای تو فدا میکنه و می میره

گفتنش خیلی سخته، از گفتنش متنفرم، اما احتمالا اون منم!

وقتی دنیا دیوانه شده و منطقی نیست

و تنها یک صدا برای دفاع از تو وجود داره

هیئت منصفه ای وجود نداره و چشمهای تو اتاق رو جستجو میکنه

دیدن یک چهره دوستانه تنها نیاز توست

و اگر تنها یک مرد وجود داره، فقط یک مرد

کسی که جانش رو برای تو فدا میکنه و می میره

از گفتنش متنفرم، از گفتنش متنفرم، اما احتمالا اون منم!

 

از گفتنش متنفرم، از گفتنش متنفرم، اما احتمالا اون منم!

!! نوشته شده توسط نغمه | 23:20 | شنبه چهارم اسفند 1386 •