تبليغاتX
دنیای بلوری - فراموشی

دنیای بلوری

زندگی در کنار مدیترانه

داریم خداحافظی میکنیم.........

از در آپارتمان میایم بیرون....

روی پله ها می ایسته.... تکیه داده به دیوار........

روبروش می ایستم...... یه دستشو میذاره دور کمرم و بدنم رو میکشه طرف خودش......

گرمای بدنش رو احساس میکنم....... دوباره دلم میخواد در آغوشش باشم.......

با دست دیگه ش موهامو از روی صورتم میزنه کنار.........نفسش به صورتم میخوره....

لباش....... گرم و طولانی میبوسه.... از اون بوسه ها که نفست کم میاد ولی دلت نمیخواد تموم بشه..........

نگاهش تا عمق وجودمو میلرزونه.... چقدر دوست داشتنیه.... مژه هاش کوتاه ولی برگشته س و چشماش تاریک تاریک........ همیشه انگار یه قطره اشک در مرز سرازیر شدنه ولی هیچ وقت نمیچکه.....

صورتش جدیه.... همینطور که چشم دوخته به ته نگاهم میگه: تو هیچ وقت نمیتونی منو فراموش کنی..... یادت باشه بهت چی گفتم..........

+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 2:17 توسط نغمه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1387

خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386



پیوندها

رضا(غروب.....)
ثمره(تمشک تلخ1)
ثمره(تمشک تلخ2)
افشین(انگاره)
در جستجوی حقیقت
با مخاطبهای بیگانه و آشنا
شاه فینقیلی
سعید(مرد معمولی)
مهیار(یه جورایی)
نگین(مادر بهترین واژه)
یه سرودوگوش
علی(دریچه ای به شرق)
گیتا(معجزه من)
علیرضا(درسرزمین استوایی)
حامد(بیاانسان باشیم)
عادل(اسکله ی مه آلود)
امیر(گپ1)
امیر(گپ2)
خنک
فرهاد(بارهستی)
علی2(دست نوشته های من)
علی سلیمانی(زندگی در پیش رو)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin